شنبه
یکشنبه
جمعه
مديريت بحران رسانه در گفت و گو با محمدرضا تاجيک
«ساماندهى» رسانه در كشور ما، به دليل حوادث و وقايعى كه سير طبيعى گذار را مختل كردهاند، جهتى غيرطبيعى يافته است. انقلاب، جنگ و تحولات عميق اجتماعى سهم عمدهاى در به هم زدن «نظم تغيير» در تمامى زيرساختهاى فرهنگى، منجمله رسانهها، داشتهاند. همچنين از نگاه تاريخى، جغرافياى سياسى و اقتصادى، ايران همواره متضمن بحرانها و كنشهاى اجتماعى، فرهنگى بوده است. از اين رو، مطالعه ساماندهى رسانه نيز متضمن رويكردى «بحران جو» است. در اين راستا، مصاحبه با دكتر محمدرضا تاجيك، با اشاره به مفاهيم و تعاريف بحران و مديريت بحران و ابعاد مختلف آن، ضرورتهاى اين رويكرد را در سياستگذارىها و برنامهريزىها يادآور مىشود.
سهشنبه
در زندگی زخمهایی است ...!
همواره این سخن در گوشم ونگ میزند که : در زندگی زخمهایی است ... .
از چند منظر میتوان به این زخم ها نگریست :
1 – زخم هست که هست ، بتادین بزن خوب میشه .
2- نگفتم یک نهلیست بدبخت بیچاره هستی ، به درک که داری زندگی را مردگی میکنی ، دردت همیشه بیشتر بشه بدبخت سیاه نمای کوته فکر .
3- باری زخم هاییست جانکاه ، عصیان زندگیست در برابر هستی نیستی ، ...غالب این زخم ها را نمی توان بیان کرد و مثل خوره روح را در انزوا میخورد . حقیقت جز این نیست و به همگان بسپار این سخن که هر آنچه زندگی در سیاهی بخشد در ظلمت زندگانی خواهد ستاند .
4- زخم مولود آفریده زخم است ، در تجربه ای که زندگی حادث شده آن فاعل را بیاب نه اینکه بر مفعولش خورده گیری .
5-من مرد تنهای شبم ...
6-زنده باد زندگی...
7-مردگی باید تو را ای زندگی ...
8-مرده شور صادق هدایت .
اما آن سو دورتر از تمام فصول زندگی واقعا " "در زندگی زخم هاییست که روح را مانند خوره ،آهسته درانزوا می خورد و می تراشد" .
جمعه
مولانا
جلالالدین محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی معروف به جلالالدین رومی، جلالالدین بلخی، رومی، مولانا و مولوی (۶ ربیعالاول ۶۰۴، بلخ - ۵ جمادیالثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) یکی از مشهورترین شاعران ایرانی به شمار میآید. نام او محمد و لقبش در دوران حیات خود «جلالالدین» و گاهی «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» بوده و لقب «مولوی» در قرنهای بعد (ظاهراً از قرن نهم) برای وی به کار رفته و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانستهاند. خانوادهٔ وی از خانوادههای محترم بلخ بود و گویا نسبش به خلیفهٔ أول ابوبکر میرسد و پدرش هم از سوی مادر به قولی دخترزادهٔ سلطان محمد خوارزمشاه بود، هرچند «بدیعالزمان فروزانفر» از مولوی شناسان نامدار با ارائهٔ دلایل کافی این نظریه را رد کردهاست.
اشتراک در:
پستها (Atom)



