سه‌شنبه

در زندگی زخمهایی است ...!

همواره این سخن در گوشم ونگ میزند که : در زندگی زخمهایی است ... .
از چند منظر میتوان به این زخم ها نگریست :
1 – زخم هست که هست ، بتادین بزن خوب میشه .
2- نگفتم یک نهلیست بدبخت بیچاره هستی ، به درک که داری زندگی را مردگی میکنی ، دردت همیشه بیشتر بشه بدبخت سیاه نمای کوته فکر .
3- باری زخم هاییست جانکاه ، عصیان زندگیست در برابر هستی نیستی ، ...غالب این زخم ها را نمی توان بیان کرد و مثل خوره روح را در انزوا میخورد . حقیقت جز این نیست و به همگان بسپار این سخن که هر آنچه زندگی در سیاهی بخشد در ظلمت زندگانی خواهد ستاند .
4- زخم مولود آفریده زخم است ، در تجربه ای که زندگی حادث شده آن فاعل را بیاب نه اینکه بر مفعولش خورده گیری .
5-من مرد تنهای شبم ...
6-زنده باد زندگی...
7-مردگی باید تو را ای زندگی ...
8-مرده شور صادق هدایت .

اما آن سو دورتر از تمام فصول زندگی واقعا " "در زندگی زخم هاییست که روح را مانند خوره ،آهسته درانزوا می خورد و می تراشد" .

جمعه

مولانا


جلال‌الدین محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی معروف به جلال‌الدین رومی، جلال‌الدین بلخی، رومی، مولانا و مولوی (‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ - ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) یکی از مشهورترین شاعران ایرانی به شمار می‌آید. نام او محمد و لقبش در دوران حیات خود «جلال‌الدین» و گاهی «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» بوده و لقب «مولوی» در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن نهم) برای وی به کار رفته و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. خانوادهٔ وی از خانواده‌های محترم بلخ بود و گویا نسبش به خلیفهٔ أول ابوبکر می‌رسد و پدرش هم از سوی مادر به قولی دخترزادهٔ سلطان محمد خوارزمشاه بود، هرچند «بدیع‌الزمان فروزانفر» از مولوی شناسان نامدار با ارائهٔ دلایل کافی این نظریه را رد کرده‌است.

چهارشنبه

آلبـِر کامو ( ۷ نوامبر ۱۹۱۳ - ۴ ژانویه ۱۹۶۰)


"دورانی از زندگی‌ درگاهیست به سوی آنچه نمی‌‌خواهی‌ . در این دوران کتابی‌ را که پیشین خونده بودم با قدرت هر چه بیشتر و اشتیاق زیادی دوباره خوندم ، محاکمهٔ کامو ، تاثیر گذار و گذرنده ، شرحی از واقعیات زندگی‌ که در آن محکوم به محاکمه هستی‌ ."
آلبـِر کامو (زادهٔ ۷ نوامبر ۱۹۱۳ - درگذشتهٔ ۴ ژانویه ۱۹۶۰). نویسندهٔ مشهور فرانسوی‌تبار و خالق کتاب مشهور بیگانه و برنده جایزه نوبل ادبیات می‌باشد.

دوشنبه

اعترافات و عقب‏ماندگى سياسى: جامعه‏شناسى اعترافات

این دومین مطلبیه که در مورد اعترافات تو وبلاگ میذارم ، مطلب اول "اعترافات تلویزیونی در ایران معاصر" بود که به سابقه و خاستگاه سیاسی اعترافات می پرداخت و این یکی‌ که از زیبا کلام هست به بازخورد اجتماعی این گونه اعترافات می پردازه . حساسیت زیادی نسبت به این موضوع دارم که در سیر مقالات آینده سعی‌ در واکاوی و فهم و شناساندن زاویه دیدی دارم که از یک ناظر ساده به این مطلب میشه داشت .


یکشنبه

محمد مصدق (۲۹ اردیبهشت ۱۲۶۱ - ۱۴ اسفند ۱۳۴۵)

حیات و عرض و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی میلیونها ایرانی و نسلهای متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آورده‌اند تأسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده‌ام. من به حس و عیان میبینم که این نهال برومند در خلال تمام مشقتهایی که امروز گریبان همه را گرفته، به ثمر رسیده‌است و خواهد رسید. عمر من و شما و هر کس چند صباحی، دیر و یا زود به پایان میرسد. ولی آنچه میماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است.
دکتر مصدق در دادگاه محاکمه